X
تبلیغات
نوای ایرانی

در این مطلب خلاصه وار در مورد زبان و فرهنگ کردی می نویسم و سپس شاعران بزرگ کرد را معرفی میکنم و سپس به تفصیل به خوانندگان و آثار مشاهیر کرد که هدف اصلی وبلاگ یعنی موسیقی است می پردازم . امیدوارم مفید واقع شود.

 

زبان کردی به سه گروه تقسیم میشود : کرمانجی ، زازا – گورانی ، گروه گویش های جنوبی

کرمانجی خود به دو گویش : 1 - کرمانجی شمالی (کرمانجی)  و  2 – کرمانجی جنوبی (سورانی)

زازا – گورانی به سه گویش : 1 – هورامی (قدیمی ترین گویش کردی)  ،   2 – گورانی   و   3 – زازا

گویش های جنوبی هم شامل : کرمانشاهی ، کلهری ، کلیایی ، پیروندی ، لکی ، فیلی (یا پهلی) می باشد.

 

نوشتن زبان کردی

برای نوشتن زبان کردی هم از الفبای عربی استفاده می شود.اما برای کم شدن فاصله نوشتار و گفتار ونیز بیان برخی از ویژگی های زبان کردی تغییراتی چند در این رسم الخط وارد شده است. که به اختصار بیان میشود :

1 - فتحه : به جای گذاشتن فتحه روی حروفی که این حرکات را دارند به آخر آنها حرف "ه" اضافه میشود. مثال : حسن به زبان کردی "حه سه ن".

2 – کسره : به جای نوشتن کسره زیر حروفی که این حرکت را دارد به آخر آنها حرف "ێ" اضافه میشود . مثال : زمستان به زبان کردی "زێمێستان"

3 – ضمه : ضمه کوتاه را با یک واو و ضمه بلند را با دو واو می نوینسند. مثال : کردستان به زبان کردی "کوردستان"

4 – تشدید : حروف مشدد به صورت تکرار حوف نشان داده میشود. مثال : مکه به زبان کردی "مه ککه"

5 – الف : در وسط یا آخر کلمه معادل حرف الف در فارسی است اما اگر در اول باشد همزه "ئ" می آید. مثال : آشنا به زبان کردی "ئاشنا" و یا احمد به زبان کردی "ئه حمه د"

6 – ڤ: این حرف که به صورت "ف" اما دو نقطه بیشر یعنی سه نقطه دارد نوشته میشود و نمایان گر صوتی است که فارسی زبانان و به طور دقیق تهرانی ها در تلفظ کلمات "اول" و "مرودشت" در مورد حرف واو دارند. و معادل حرف v در لاتین است.

7 – "ڕ" و "ڵ" : هر گاه حرف "ر" به صورت کلفت تلفظ شود یک عدد هفت کوچک زیر آن می نویسند (به این دلیل زیر آن می نویسند تا با "ژ" اشتباه نشود) مثال کر به زبان کردی "که ڕ". و اگر "ل" هم به صورت کلفت تلفظ شود یک عدد هفت کوچک روی آن می نویسند به این صورت "ڵ"  . در زبان فارسی چنین چیزی نیست. باید دانست که " ڵ " هیچ گاه در اول نمی آید و اگر "ر" در اول بیاید حتما " ڕ " هست و نیازی به نوشتن عدد هفت زیر آن نیست!

8 – به جای حرف "ظ" ، "ذ" و "ض" نیز حرف "ز" نوشته میشود و همچنین به جای "ص" و "ث" هم "س" و به جای "ط" هم حرف "ت" استفاده میشود.

شاعران و بزرگان ادب کردی:

فرهنگ و ادب کردی شاعران زیادی را به خود دیده است . که نام بردن همه آنها مقدور نیست . اما در حد توان به چند تن از آنها اشاره می کنم. آنچه مسلم است همه بزرگترین شاعر کرد را "ملا خدری احمدی شاویسی میکایلی" که به "نالی" مشهور است ، می دانند. استفاده کردن به جا از آرایه های ادبی و استفاده از کلمات ناب و پر معنی در اشعار و تبحر بی چون و چرای در واج آرایی در عین حال دارای معنی و مفهوم زیبا از ویژگی های اشعار نالی است.

شاعر مشهور کردملا خدر ( ملا خضر ) متخلص به نالی فرزند احمدشاه ویس آلی بیکی (علی بیگی) میکاییلی به سال 1215 ه.ق در دهکده خاک و خول از دهات شاره زوور (سلیمانیه) متولد شد و پس از رسیدن به حد رشد به قره داغ رفت و تحصیلات خود را در آنجا آغاز کرد ومدتی از محضر ملا محمد بن الخیاط استفاده کرد. پس از آن به سلیمانیه رفت نزد یکی از علمای آنجا به نام ملا عبدالله رش درس خواند. بعد از آن به سابلاخ(مهاباد فعلی)سفر کرد و ایامی در آنجا تلمذ نمود و از سابلاخ راهی سنندج شدو پس از یک سال به سلیمانیه برگشت و به اخذ اجازه نایل آمد. آنگاه در سلک مریدان مولانا خالد نقشبندی درآمد و مدتی مشغول سیروسلوک طریقه نقشبندیه گردید. در سنندج 1250 مسافرتی به ممالک عربی و حجاز کرد پس از انجام مراسم حج در سنندج 1255 ه.ق مستقیما به استانبول رفت و ملازمت احمدپاشابابان را اختیار کرد.

احمد پاشا که خود اهل شعر وادب بوده است مصاحبت نالی را غنیمت میشمارد و در بزرگداشت و احترام او بسیار می کوشد او را با دوستان و آشنایان فاضل و ادیب خود در استانبول آشنا می سازد.

نالی سرانجام به سال1273 ه.ق در استانبول وفات می کند و در قبرستان ابوایوب انصاری به خاک سپرده می شود.

نالی هنگام مراجعت از سفر حجاز مدتی در شام توقف می کند و همانجا نامه ای را به ضمیمه یک قصیده کردی مشتمل بر 33 بیت برای دوستان و نزدیکان خود در سلیمانیه می فرستد و از چگونگی اوضاع وطن خود جویا میشود که اگر رو به راه است به سلیمانیه برگردد و اگر نه برای همیشه با زادگاه خود وداع می گوید و آواره دیار غربت می شود. که از آن قصیده است:

قوربانی توزی ریگه تم ئه ی بادی   خوه ش  مورور

وه ی په یکی شاره زا به هه موو شاری  شاره زوور

ئایا   مه قامی    روخسه ته    له م به ینه    بیمه وه؟

یامه سله حه ت ته وه ققوفه تا یه ومی نه فخی سوور؟

حالی   بکه  به خوفیه  که ئه ی   یاری   سه نگ دل

نالی له شه وقی   تویه   ده نیری  سلامی   دوور

 

در آن ایام عبدالرحمن بیگ سالم، در سلیمانیه بوده است. نامه و اشعار نالی را می بیند ودر جواب او قصیده مفصلی می سراید و شمه ای از مظالم مامورین عثمانی را در مناطق کرد نشین برای نالی شرح می دهد او را از مراجعت به وطن منصرف می سازد که اینک ابیاتی از آن قصیده:

جانم فه دای  سروه که ت  ئه ی  باده که ی  سه حه ر

وه ی په یکی موسته عیدی هه مووراهی پور خه ته ر

ئه ی  میروه حه ی   جه مالی   مه ئاسای   دلبه ران

وه ی   شانه زه ن   به   کاکولی  تورکانی  سیم به ر

 

نالی از شعرای بزرگ کرد است که به زبان عربی و فارسی و ترکی نیز آشنایی داشته به این زبانها شعر گفته است. اشعار کردی نالی به شیوه سورانی و در نهایت بلاغت و شیوایی و روانی و دارای محسنات لفظی و معنوی است.

نالی در ایام تحصیل در قره داغ دل در گرو عشق دختری به نام حبیبه می بازد و مدتی در آتش شوق دیدار یار می سوزد؛ بدون اینکه فرصتی دست دهد تا او را از دلدادگی و شوریدگی خود آگاه سازد؛ غافل از آنکه محبوب نیز به او دلباخته و عشق، کار هردو را ساخته است. همین مساله عشق و دلدادگی موجب می شود که ذوق فطری نالی شکوفا شود و احساسات درونی خود رادر قالب شعر بریزد.

سرانجام شدت شوریدگی او را وادار می کندکه شخصا به خواستگاری معشوق برود. از قضا تصمیم و تدبیر او با اراده و تقد یر ازلی موافقت می کند و آن دو دلداده با هم ازدواج می کنند و به وصل همدیگر نایل می شوند.

گروهی معتقدند که بعد از مدتی حبیبه در می گذرد و نالی تا روزی که حیات داشته – بدون اینکه همسر دیگری برگزیند- در دیار غربت، داغدار مرگ و هجران آن همسر و یار وفادار خود بوده است.

برخی معتقدند که آن دو دلداده بیشتر از این با هم زندگی کرده اند؛ با این حال نالی همچنان به همسر خود عشق می ورزیده و به او وفادار بوده است. بارها دوستانش به وی گفته اند: عجبا پیر شدید، اما گویی هنوز از همدیگر سیر نشده اید؟ نالی در جواب گفته است: حبیبه انگیزه شعر و شاعری من بوده و عشق او ذوق مرا تحریک کرده است، از او دارم و نمی توانم فراموش کنم و آن را نادیده بگیرم. (منبع )

 

و اما واج آرایی صامت "چ" در یکی از اشعار نالی :

 

خه تات فه ر موو  که خوشه چین و ماچین

که ناچین لیره خوشه چینی ماچین

بروت هه ر چین و په رچه م چین له سه ر چین

ئه مه نده چینه قوربان پیم بلی چین !؟....

 

هر چند تخصصی در زمینه ترجمه ندارم اما به صورت کلی معنی آن را می نویسم امیدوارم منظور خود را رسانده باشم! :

مصرع اول : اشتباه گفتی که کشور چین ، خوش است / خه تا : هم شهری است در ترکستان که به بوی خوش مشهور است و هم به معنی خطا و اشتباه هم هست./خوشه : خوش است/چین و ماچین : کشور چین

مصرع دوم : از اینجا نمی رویم ، که ما ، خوشه چین ماچ هستیم/لب را هنگام بوسه به خوشه چین تشبیه کرده است/خوشه چین همان خوشه چین فارسی است/ناچین : نمی رویم/لیره : اینجا

مصرع سوم : ابروهات پر چین و خم است و زلفت هم چین روی چین  افتاده است (پر خم است)/ چین در اینجا به معنی چین و چروک و در کل خم و جعد زلف است/و معنی دیگر می تواند این باشد ابروهات پر خم است و زلفت چی هست و روی چی قرار گرفته ؟/چین در اینجا میتواند چی هستند معنی شود/بروت : ابروت/هه ر : هر ، همه/په رچه م: زلف

مصرع چهارم : بهم بگو که این همه چین و خم که تو داری چی هستند ؟/چینه : به معنی چین و چروک ها/چینه : به معنی جارو کردن خاک توسط مرغان است برای جا خوش کردن و یا یافتن چیزی و در اینجا کنایه از چنگ انداختن در دل عاشق و اذیت کردن است/منظور دیگری هم که میتوان از این بیت گرفت این است که این چنگ انداختن در دل من دلیلش چیست!/ئه مه نده : این همه/قوربان : قربان ، مخاطب قرار دادن معشوق/پیم : بهم/ بلی : بگو

و اگر بخواهیم بین دو بیت ارتباط برقرار کنیم منظور شاعر این است که : تو خود که دارای این همه چین و خم هستی دیگری نیازی به رفتن به کشور چین نیست . ظاهرا معشوق بهانه مسافرت به کشور چین را داشته و نالی با حسن تعلیل زیبای خود جواب داده است!!!

جالب است بدانید در دیوان نالی که به توضیح و تفسیر عبدالکریم مدرس منتشر شده برای هر یک دو بیت ، یک صفحه توضیح در مورد معنی و آرایه هاش نوشته شده.

از دیگر شاعران کرد می توان به :

عبدالرحمان شرفکندی مشهور به "هه ژار" : شاعر و نویسنده بزرگ کرد .ترجمه رباعیات خیام به گونه ای بی نظیر به زبان کردی در همان قالب و تنها مفهوم کلی را رعایت کرده و حتی میتوان این اثر را متعلق به خود او دانست نه ترجمه رباعیات خیام.تنها کسی که توانست کتاب ابو علی سینا را به فارسی ترجمه کند. تالیف فرهنگ لغت کردی به فارسی به نام " هه نبانه بورینه" . نوشتن کتاب "چیشتی مجیور"

محمد امین شیخ الاسلامی مکری مشهور به "هیمن" : شاعر و نویسنده بزرگ کرد که غزل های زیبای"ماموستا هیمن" را همه دوست دارند و بارها روی این غزل ها هم آهنگ ساخته شده است.زیباترین اثر این شاعر هم ناله جدایی است که در آن شاعر ساقی را مخاطب قرار می دهد و در دل های خود را با او در میان می گذارد.

شیخ رضا طالبانی : اشعاری به زبان کردی ، فارسی ، ترکی و عربی دارد و از با استعدادترین شاعران کرد است.اشعار شیخ رضا به هر زبانی درنهایت زیبایی سروده شده و میتوان آن را مانند یک اثر شاعر بزرگ آن زبان به حساب آورد که زیر نمونه ای از شعر فارسی آن را می آورم. شیخ رضا هزلیاتی هم دارد و در نوشتن طنز و هجو هم دستی داشت و حتی میگویند بسیاری از بزرگان به او هدیه میدادند تا کاری به کار آنها نداشته باشد.البته تعبیری که هست میگویند این کار را برای سر باز زدن از قبول مقام قضاوت در آن زمان انجام داده و با این کار همه او را دیوانه فرض میکردند و با این کار خود را نجات داده است.پنج بیتی فارسی شیخ رضا :

 

زشور باده ی عشقت چنان سرمست و حیرانم

شعوری نیست تا دانم که کافر یا مسلمانم

ولی از جلوه ی حسن تو جانا این قدر دانم

گه از روی تو مجموعم ، گه از زلفت پریشانم

وزین در ظلمت کفرم و زان در نور ایمانم !

 

 

وفایی ، سالم ، محوی ، قانع ، احمد خانی ، احمد هردی ،‌سواره ایلخانی زاده ،‌عبدالله پشیو ،‌شیرکو بیکس ،‌ماموستا گوران ،‌ماموستای پیره میرد ،‌ ماموستا هه لو ،‌ هیدی ، مستوره کردستانی و ... اشاره کرد.

  موسیقی کردی

 در مورد زبان و شاعران کرد در بالا به اختصار مطالبی خواندید و حالا نوبت به موسیقی کردی است . هر گاه صحبت از موسیقی کردی میشود همه به یاد حسن زیرک می افتیم. خواننده که در 50 سال زندگی سخت و پر مشقت توانست بیش از 1500 ترانه کردی و تعداد زیادی قطعه آواز بخواند.حسن زیرک نبوغ و استعداد بی نظیری داشت با اینکه سواد خواندن نوشتن نداشت توانست به تنهایی خدمت ویژه ای به فرهنگ و موسیقی کردستان بکند و هنوز هم که چهل سال از فوت ایشان میگذرد آثار هیچ خواننده ای نتوانسته با آثار او رقابت کند.

سید علی اصغر کردستانی هم از خوانندگان بنام کردستان هست اما به دلیل اینکه خیلی قدیمی تر بود آثار چندانی از او بجا نمانده و تنها چند آواز و چند ترانه از او به یادگار مانده . صدای بی نظیر او هم حال و هوایی به خصوص دارد که در ادامه مختصری در باره ایشان و همه آثار موجود را هم برای دانلود تقدیم میکنم.

 

مختصری در مورد کردستانی :

در سال ۱۲۶۰ شمسی در روستای صلوات آباد نزدیک سنندج به دنیا آمد. پدرش نظام الدین- که از سادات معروف منطقه و فرد دین داری و پرهیزکاری بود- فرزندخود را از نوجوانی به مکتب یکی از مشایخ بزرگ دینی سنندج فرستاد، و علی اصغر پس از چند سال تلمذ در آن مکتب در قرائت قرآن به استادی رسید و به خاطر صدای خوش و رسایی که داشت شهرت و آوازه اش از زادگاه و سرزمین مادری فراتر رفت. صفای باطن و فروتنی سید، افزون بر حسن و موهبت خدادادی صدایش دل های مشتاقان بسیاری را تسخیر کرد و از آنجا که انسانی بی تکبر و بخشنده بود و نغمه های روح پرورش را بیدریغ نثار دوستدارانش می کرد دیری نپایید که به محافل انس خوانین و بزرگان کردستان راه یافت. در همین محافل ارادت خویش درآورد و به تشویق یکی از آنها که از خاندان آصف دیوان و از خوانین معروف سنندج بود به تهران رفت و صفحاتی را به فارسی وکردی ضبط کرد. درباره چگونگی سفر او به تهران و آشنایی اش با ردیف دستگاهی موسیقی ایرانی اطلاعات دقیق و مستندی در دست نیست و آنچه تاکنون در این مورد نوشته شده بیشتر مبتنی بر خاطرات پراکنده نزدیکان او و نیز حدس و گمان های مطلعان موسیقی بوده است. لحن محزون و بسیار دلنشین و وسعت صدا و تحریرهای ریز پی در پی در صدای اوج از ویژگی های آواز سید علی اصغر کردستانی است. آوای جان سوز و دلنشین او حتی شنوندگانی را که به زبان کردی آشنا نیستند مجذوب و محظوظ می کند. وی در سال ۱۳۱۵ وفات یافت و در زادگاهش . صلوات آباد به خاک سپرده شد.

 

 دانلود آثار :

 به زودی.......

 

حسن زیرک در ۸ آذر ۱۳۰۰ (۲۹/۱۱/۱۹۲۱ میلادی) در محلهٔ قلعه سردار شهر بوکان آذربایجان غربی در ایران به دنیا آمد. در پنج‌سالگی پدرش درگذشت و زندگی را در رنج گذراند. چندی در شهرهای ایران و عراق سپری کرد. یکی از شهرهایی که در آن مدت زیادی اقامت داشت، کرمانشاه بود.

+بشنوید "کرماشان شاری شیرینم"

همکاری او در این شهر با هنرمندان برجستهٔ کرمانشاهی همچون مجتبی میرزاده، محمد عبدالصمدی، اکبر ایزدی، و بهمن پولکی سبب خلق آثار زیبایی شد (که برجسته‌ترین کارهای وی می باشد)

وقتی در عراق بود، در مسافرخانهٔ «فندق شمال» به شاگردی پرداخت. روزی هنگام نظافت، که مشغول زمزمهٔ یکی از ترانه‌هایش بود، مسافری به نام جلال طالبانی (رئیس‌جمهور کنونی دولت عراق)، که در آنجا اقامت داشت، با شنیدن صدای حسن زیرک، او را به رادیو بغداد برد و زیرک در آنجا مشغول به کار می‌شود. مدتی در بخش کردی رادیو بغداد همکاری کرد. از سال ۱۳۳۷، که بخش کردی رادیو ایران در تهران گشایش یافت، همکاری خود را با این مرکز آغاز کرد. آثاری که حسن زیرک در رادیو تهران به ضبط رساند، اغلب با ساز اساتیدی همچون حسین یاحقی، حسن کسایی، جلیل شهناز، جهانگیر ملک، احمد عبادی، و با سرپرستی مشیر همایون شهردار همراه بود.

 +بشنوید "بارانه"

+بشنوید"وه رن جه رگم هه ل درن"

+بشنوید "وه ره قوربان"

+بشنوید"له و سه ره ده نگی ساز دی"

+بشنوید " ئاموزا"

+بشنوید "به ناز "

+بشنوید " هه ی نار"

+بشنوید "ترانه ده نگ دی له شیلانه که ی"

+بشنوید "کیژی مه رو جوانی"

+بشنوید "ناله شکینه"

+بشنوید "جووت یار"

+بشنوید "غه ریب ماوم له تارانم"

+بشنوید "سابلاغ"

+بشنوید "باوه نه که بابم"

+بشنوید "هه روایه"

+بشنوید "باوابی"

+بشنوید "ره زیه"

حسن زیرک گرچه به خاطر شرایط سخت زندگی از تحصیل بی‌بهره ماند، اما استعداد کم‌نظیری در سرودن شعر و آهنگسازی کردی داشت‌. این استعداد به همراه صدای منحصربه‌فرد، سبب شد که ترانه‌هایش در سرتاسر کردستان محبوبیت یابد. صدای او همچنان در مناطق کردنشین و در کوچه و خیابان و از خانه‌ها و مغازه‌ها به گوش می‌رسد.

حسن زیرک با خانم میدیا زندی، گویندهٔ بخش کردی رادیو تهران، ازدواج کرد که حاصل آن ازدواج دو دختر به نام‌های مهتاب (آرزو) و مهناز (ساکار) بود. او چند ترانه نیز برای فرزندانش اجرا کرده‌است‌.

+بشنوید "غونچه ی دلم ئارزو : غنچه دلم آرزو ، این ترانه را برای دخترش خواند"

 حسن زیرک، نه در ایران و نه در عراق روی خوشی و راحتی و آزادی را ندید. رفتار دولت وقت ایران با حسن زیرک او را دچار مشکلات فراوانی کرد، به‌ویژه وقتی که دکتر شیخ عابد سراج‌الدینی، رئیس وقت برنامه‌های کردی رادیو تهران بود، به او اجازهٔ کار نداد و این کار سراج‌الدین چنان تأثیر منفی بر دل لطیف زیرک گذاشت که دیگر به رادیو برنگشت و با دلی شکسته بارو بنه خود را به سوی بغداد پیچید. در آنجا نیز او را دچار مشکل کردند. او را گرفتند و روانهٔ زندان کردند؛ در آنجا زیرک را به پنکهٔ سقفی بستند و شکنجه کردند. پس از رهایی از بغداد مجدداً به تهران برگشت‌؛ در تهران نیز ساواک او را گرفت و شکنجه داد که جریان شکنجه‌اش در ساواک را خودش در نوار گفته و با صدای او هنوز به یادگار مانده‌است. در سال‌های ۱۳۴۱ تا ۱۳۴۳ در کرمانشاه بود و با رادیو کرمانشاه همکاری داشت‌.

 +بشنوید آواز فارسی زیرک (نه در غربت دلم شاد و نه رویی در وطن دارم / الهی بخت من برگرد از آن طالع که من دارم)

+بشنوید شرح حال از زبان خودش

 سال‌های پایانی زندگی زیرک در تلخی و ناکامی گذشت و چندان به آوازخوانی نمی‌پرداخت. در منطقهٔ بوکان قهوه‌خانه‌ای دایر کرد و در میان مردمی که دوستشان می‏داشت و دوستش داشتند، آخرین نفس‌هایش را در رنج و بیماری کشید. درهفتم مرداد ۱۳۵۱، برابر با 30/7/1972 درسن 50 سالگی در بیمارستان بوکان به علت بیماری از بین رفتن کبد و ناراحتی های معده چشم از جهان فروبست و در دامنه ی کوه نالشکینه، که از کوه‌های زیبای آن منطقه است، به خاک سپرده شد. درهنگام مرگ رادیو لندن از بزرگواری او یادکرد و گفت، یگانه هنرمند ملت کرد در بیمارستان بوکان درگذشت. در هنگام مرگ رادیو لندن از بزرگواری او یاد کرد و گفت ، یگانه هنرمند ملت  کرد  در بیمارستان بوکان درگذشت .چنان که من شنیده ام آخرین آواز خود را هم روی تخت بیمارستان خوانده که در آخرین لحظات عمرش بسر می برده متاسفانه  من این فایل را ندارم!

+بشنوید آواز همایون در محفل خصوصی (با توجه به گرفتگی صدای زیرک ، شاید این کار هم متعلق به سالهای آخر عمرش باشد)

در حالی که زیرک در سال 51 یعنی 7 سال قبل از انقلاب فوت کرد اما تا چند سال پیش شبکه کردستان اجازه پخش آثار او را نداشت این در حالی بود که در همان زمان رادیو مهاباد هر روز چند اثر از حسن زیرک پخش میکرد. شاید خواندن ترانه به مناسبت تولد پسر شاه دلیل ممنوعیت صدای او بوده و یا شاید به خاطر بعضی از اشعار اوست که به توصیف ظاهر معشوق می پردازد!

 +بشنوید ترانه "لی ده ن لی ده ن" به مناسبت تولد شاهزاده

  فاروق صفی‌زاده بوره‌که‌ای، از پژوهندگان معاصر، درخصوص حسن زیرک می‌نویسد:

«حسن زیرک بیش از هزار و پانصد ترانه ساخته‌است و همهٔ آهنگ‌های ترانه‌ها و بیشتر سروده‌های آن را خود می‌ساخته و می‌سروده‌است‌. از آهنگ‌های این هنرمند بزرگ بیشتر ترانه‌سرایان امروز فارس و کُرد و بیگانه و تُرک نیز سود برده‌اند و امروز هر آهنگی که پدید می‌آید، نشانی از آهنگ‌های این هنرمند را در خود نهفته دارد. هنگامی که به آهنگ‌های او گوش فرامی‌دهی، زندگی را با همه ی آزارها و مویه‌ها و رنج‌هایش درمی‌یابی‌. بر همین پایه، آهنگ‌های حسن زیرک نشانهٔ زندگی هر کُرد آریایی رنج‌کشیده را در خود نهفته دارد.

 +بشنوید آواز ترکی

+بشنوید ترانه "ده نگیان نایه ، این همه غم دل با که بگویم؟" (این ترانه را با سه زبان کردی ، فارسی و ترکی خوانده است)

+بشنوید "به هاران خوشه زمزیران" (ظاهرا این ترانه در اصل ترکی بوده و حسن زیرک چون به زبان ترکی هم مسلط بوده آن را با شعر کردی خوانده)

+بشنوید آواز فارسی در محفل خصوصی (فاش می گویم و از گفته خود دلشادم)

همسر حسن زیرک، که خود گویندهٔ بخش کردی رادیو تهران بود، می‌نویسد:

«حسن زیرک نزدیک به هزار ترانه در تهران و کرمانشاه اجرا کرده‌بود و به خاطر همین ترانه‌های او بود که روزانه نزدیک به دوهزار نامه ارسال می‌شد، و حتی درون نامه پول قرار می‌دادند تا ترانه ی مورد درخواست آنان پخش شود. برنامه‌های کردی رادیو تهران و کرمانشاه به خاطر صدای دلنشین حسن زیرک مورد توجه همه قرار گرفته بود و آن موقع هر روز دو بار برنامه «ما و شنوندگان» پخش می‌شد. حسن زیرک با صدای رسا و لذت‌بخش خود باعث معروفیت و کیفیت و شکوفایی برنامه‌های کردی در تهران و کرمانشاه شده‌بود و سیل نامه‌های طرفداران ترانه‌های او هر روز به رادیو جاری بود. اما، با وجود این‌همه خدمت، حسن زیرک را دیگر به رادیو راه ندادند واو را از یاد بردند درحالی که در ۲۸ مرداد ۱۳۴۱، که برد ایستگاه رادیوی کرمانشاه به صد کیلووات رسیده‌بود ، صدای حسن زیرک به همهٔ شهرها و روستاهای کردنشین می‌رسید.»

 +بشنوید ترانه "نوروز" (ظاهرا در رادیو کرمانشاه پخش شده)

+بشنوید " شه ده لار"

+بشنوید" مه یلی جارانت کوانی"

 شهرام ناظری، هنرمند موسیقی سنتی ایران، درخصوص صدای حسن زیرک چنین اظهار داشت‌:

«درخصوص مرحوم حسن زیرک، درمجموع فقط می‌توانم بگویم که یک انسان نابغه به معنای واقعی بود. یعنی در همان لحظه که وارد ارکستر رادیو می‌شد و به اتاق ضبط می‌رفت، بداهتاً هم شعر می‌سرود، هم آهنگ می‌ساخت، و هم آن را می‌خواند، که تاکنون چنین موردی در موسیقی سابقه نداشته‌است‌. با توجه به این نکته که ایشان سواد خواندن و نوشتن هم نداشتند اما موسیقی و شعر را به صورت الهامی و حفظ‌شده می‌خواند و واقعاً از افراد کاملاً استثنایی و از نوابغ موسیقی کردی بودند و بنده در میان خوانندگان کرد علاقهٔ خاصی به صدای حسن زیرک دارم‌.»

+بشنوید "نارنج له گه ل هه ر مییه" (آهنگ وبلاگ)

+بشنوید "سه وزه" (در ایستگاه رادیو سنندج پخش شده)

+بشنوید "کراس ره ش همراه با آواز"

 مجتبی میرزاده، نوازندهٔ ویولون و موسیقیدانی که در تمام آثار حسن زیرک در دههٔ ۱۳۴۰ در ارکستر رادیو کرمانشاه نوازندگی و تنظیم آهنگ‌های او را به عهده داشته، درمورد این هنرمند فقید در گفت‌وگو با راقم این سطور چنین اظهار داشت‌:

«حسن زیرک، با اینکه مطلقاً سواد نداشت، اما اشعار اغلب آثارش را به صورت بداهه و در آن لحظه که می‌خواند می‌سرود. وی از حافظه‌ای بسیار قوی در حفظ شعر و آهنگ و مقام‌های کردی برخوردار بود، و باید گفت که حسن زیرک هیچ‌گاه در موسیقی کُرد تکرار نخواهد شد، چرا که ماندگارترین و زیباترین نغمات کردی را خلق کرد، و اینک نه‌تنها در ایران، بلکه حتی در میان کردهای عراق، سوئد، و سایر نقاط جهان، آثار و نام و یاد او از مقام و منزلت والایی برخوردار است‌. »

+بشنوید " له و ده مه ی روژ همراه با آواز"

+بشنوید "کراس پارچه ی حه ریره"

 بیژن کامکار، خواننده و نوازنده، با اعلام این مطلب که علاقهٔ زیادی به صدای مرحوم حسن زیرک دارد، گفته‌است‌:

«حسن زیرک یکی از برجستگان موسیقی کُرد به شمار می‌آید و خیلی از آهنگ‌های کردی یا فارسی که الآن به اجرا درمی‌آید، الهام‌‏گرفته از آثار آن هنرمند است‌. شهرت و محبوبیت حسن زیرک فقط محدود به مرزهای ایران نیست، بلکه در کشورهای اروپایی و تمام نقاط کردنشین جهان امتداد دارد.»

+بشنوید " لای لای سووره گول"

+بشنوید " له باغی ده ستم برد بو به ی"

+بشنوید " شه ده لار"

 حه یران (حیران) نوعی آواز کردی است که خواننده کلمات شعر را به سرعت و پشت سر هم میخواند. و یک نوع تخصص می خواهد که کلمات درست و وزن آواز رعایت شود . به همین دلیل کمتر خوانده میشود . شعر این نوع آواز مناظره بین عاشق و معشوق است. و آنطور که من شنیده ام (مدرکی در این مورد ندارم و در هیچ کتابی چنین چیزی ندیدم) حیران برگرفته از گفتگوی عاشق و معشوقی در قدیم بوده است که در میان جمع به این شکل حرف می زدند و کسی متوجه صحبت های آنها نمی شده !!

+بشنوید "ناز دار و ناز دار همراه با حیران"

+بشنوید "مریه م ئامان"

از دیگر خوانندگان برجسته موسیقی کردی مظهر خالقی است که صدای بسیار دلنشینی دارد ٬ نخست گذری بر زندگی ایشان و سپس تعدادی از بهترین آثار تقدیم میگردد:

مظهر خالقی در شهریور سال 1318 در سنندج در میان خانواده ای از مشایخ کردستان دیده  به جهان گشود . در اوایل جوانی نخست به مدت 11 سال به آموختن و فراگیری موسیقی اصیل ایرانی و تمرین سبک ها و ردیف های آواز فارسی پرداخت و اولین اجرای  آواز او در اواخر دهه سی در رادیو سنندج به زبان فارسی ضبط شده است. وی سپس  در رشته فیزیک در دانشگاه تهران ادامه تحصیل د ا د و بنا به تحصیلات دانشگاهی ابتدا در دبیرستان های تجریش و شمیران دبیر درس ترمودینامیک بود ، اما دوستی با شاد روان انجوی شیرازی او را به رادیو کشانید تا به ترجمه مطالب ادبی و هنری زبان کردی بپردازد و به همراه دیگر هنرمندان کرد – مانند یوسف زمانی ، کامکار ، مجتبی میرزاده ، سواره ایلخانی زاده ، محمد صدیق مفتی زاده ، محمد کمانگر ، فریدون مرادی ، شکر الله بابان ، عثمان احمدی ، ابراهیم ستوده ، عابد سراج الدینی و... به ترویج و اشاعه زبان و ادبیات کردی کمک کند.در  حین همکاری با ارکستر رادیو ،  خالقی  با اکثر هنرمندان وزارت فرهنگ و هنر مانند " ناصری ، کسروی ، بهاری ،  حنانه ، گلسرخی ، شجریان و..." آشنا می شود و تحت تاثیر آنان تجارب و آموخته هایش را سمت و سوئی خاص می دهد .

+بشنوید "ئه ی گولی من"

+بشنوید "ناز مه که"

+بشنوید "یه خوا هه لکه ی بارانه ی"

در همان اوائل فعالیت هنری مظهر خالقی ، حنانه  ، کسروی و یوسف زمانی ، صدای او را به عنوان صدای ممتازی شتاختند که جنس صدایش شباهت زیادی به غلامحسین بنان ، استاد فقید آواز ، دارد و با وجود اظهار علاقه خالقی به ادامه اجرای آواز فارسی ، حنانه مانع او می شود زیرا اعتقاد داشت در میان فارس ها ، خالقی خواننده ای درجه سه می شود اما نغمه خوش الحان او  در میان کردها بر صدر خواهد نشست! و پیش بینی او واقعیت داشت ،  زیرا در اواخر دهه چهل آغاز رسمی فعالیت هنری او در رادیو کردی با همکاری ارکستر مشیر همایون شهردار ، از پیشکسوت های هوشمند موسیقی ایرانی، آوازهایش با استقبال بی نظیر مردم کرد مواجه شد که در این باره  صدیق تعریف  مغتقد است " خالقی در همان  آغاز به اوج شهرت رسید و همچنان در آن قله افتخار مانده است ".

+بشنوید "هه ی نابی"

+بشنوید "ده ردی دووری"

+بشنوید "له و سه ره ده نگی ساز دی"

خالقی پس از ضبط و اجرای بیش از 250 آهنگ فولکلور و  ترانه های اصیل  کردی ، در اواسط دهه 50  مدیریت سازمان رادیو و تلویزیون  کرمانشاه را عهده دار میشود و بنا بر یک سوء  تفاهم نامیمون در دوران انقلاب ، به اتهام همکاری احتمالی او، به عنوان یکی از مدیران ارشد دستگاه دولت شاهنشاهی با ساواک ، دستگیر و چند هفته ای زندانی می شود و آن بر چسب سیاسی و هاله ابهام موجب رنجش خالقی و قهر او از عرصه هنر شد اما سر انجام بنا به مساعدت اهالی فرهنگ در رفع سو ء تفاهم پیش آمده ،با کمک جلال طالبانی از طریق کردستان  عراق راهی انگلستان می شود (زیرا مظهر خالقی و طالبانی هر دو دختران ابراهیم احمد ، نویسنده نام آشنای کرد ،  را به همسری اختیار کرده اند) و از آن روز تاکنون به ایران بازنگشته است، هر چند بارها به طور رسمی از سوی نهادهای هنری از وی دعوت شد تا آشتی طلبد و به مام وطن بازگردد ، اما تاکنون با سر عتاب رفته است! هر چند که پخش تصویر و صدای خالقی پس از انقلاب بنا بر دلایل نامعلومی در رسانه های رسمی و محلی جمهوری اسلامی ممنوع بوده است. 

+بشنوید "په پووله ی ئازادی"

+بشنوید "نه سیم پاییز"

+بشنوید "شیرین شه مامه"

مظهر خالقی آخرین بار در اواخر دهه 60 در یک مجموعه کنسرت دور اروپا به همراهی هنرمندانی مانند سعید فرج پوری، رضا شفیعیان ، مجید درخشانی ، رضا قاسمی نوازنده سه تار  و نویسنده داستان  ارکستر شبانه   در اجرا ی صحنه ظاهر شد ، اما پس از آن تا به امروز اثر جدیدی را اجرا نکرده و همچنان در سکوت و عزلت و اندوه غربت مانده است. هم اکنون پس از تحولات اخیر کردستان عراق دست اندر کار تحقیق و نگارش درباره موسیقی کردی است و در عین حال مدیریت انستیتوی میراث فرهنگی کردستان عراق را بر عهده دارد.

+بشنوید "شیرین ته شی ده ریسی"

+بشنوید "دیده م زارا"

اندیشه هنری و سیاست حرفه ای خالقی به شکلی بوده که همواره از موسیقی مبتذل و غیر اصیل پرهیز داشته است و ایجاد محدودیت قانونی دولت برای پخش و اجرای موسیقی اصیل را عامل اصلی ایجاد موسیقی مبتذل و کافه ای می داند که کمتر جوهر و اصالت موسیقی ایرانی را دارد.مظهر خالقی به شدت به حفظ اصالت اخلاقی و هویت هنری در اجرای کار هنری باور دارد و اینکه موسیقی دان متولی فرهنگ و راوی جامعه است و باید حرمت این هنر پاک و مقدس نگاه داشته شود و از این لحاظ خود شخصیتی بسیار آرام، مبادی آ داب  و فروتن دارد.

+بشنوید "شیرین گیان"

خالقی وضعیت موسیقی کردی امروز ایران را بسیار متحول و پر تحرک تر از دوران قبل از انقلاب می داند و علت ایجاد چنین فضائی را در  پیشرفت ، تلاش و خلاقیت هنرمندان و توجه مردم جامعه و رشد فرهنگی مخاطبان می داندو اظهار میدارد که مردم کرد قدر هنر را می دانند و به هنر مندانشان وفا دارند و بدین موسیقی کردی زنده و پویاست. 

خالقی چندی پیش اعلام کرد که دیگر در زمینه موسیقی فعالیتی نخواهد کرد!

+بشنوید "له دوورو هاتی" اجرا شده در رادیو کرمانشاه همراه با دکلمه اشعار کردی توسط بابان

+بشنوید اثری دیگر (رادیو کرمانشاه)

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم شهریور 1390ساعت 17:30  توسط صالحی  | 

خوشحالم که پس از مدتها فرصتی دست داد تا دوباره درخدمت باشم و از دوستانی هم که در این غیبت طولانی به وبلاگ سر زدند و نظرات چه خصوصی و چه عمومی ارسال کردند،تشکر کنم.بلاخره هر چه باشد دیر آپ کردن بهتر از آپدیت نکردن است !!!پست قبل هم با استقبال زیادی همراه بود و با توجه به تعداد دانلود فایل ها هم برنامه گلها و هم برنامه های کردی مورد توجه قرار گرفته،که در آینده  از برنامه های رادیو کرمانشاه هم باز تقدیم میکنم.

اما این بار مطالب را در دو قسمت آورده ام یکی ابوعطا و دیگری بیات اصفهان.برنامه ای از سری برنامه های موسیقی ایرانی که به سرپرستی همایون خرم تهیه شده و همنوازی نوازندگانی چون بدیعی و شهناز و ملک بخش ابوعطا را تشکیل میدهند و آواز شهیدی در گلهای تازه و آواز قدیمی ادیب هم پایان بخش این مطلب است.

 

موسیقی ایرانی

ارکستر برنامه سوم

هنرمندان : همایون خرم ، لطف اله مجد ، مجید نجاهی

حسن ناهید ، رحمانی پور ، همدانیان

خواننده : حسین قوامی

غزل از صفای اصفهانی

ابوعطا

 

 

چنین شنیدم که لطف یزدان به روی جوینده در نبندد

دری که بگشاید از حقیقت بر اهل عرفان دگر نبندد

چنین شنیدم که هر که شب ها نظر ز فیض سحر نبندد

ملک ز کارش گره گشاید  فلک به کینش کمر نبندد

دلی که باشد به صبح خیزان ، عجب نباشد اگر که هر دم

دعای خود را به کوی جانان ، به بال مرغ اثر نبندد

به زیر دستان مکن تکبر ، ادب نگه دار اگر ادیبی

که سربلندی و سرفرازی گذر بر آه سحر نبندد

صفا به رندی کجا تواند دم از بیانات عاشقی زد ؟

هر آنکه نالد به ناله نی چو نی به هر جا کمر نبندد

 

دانلود (مدت:25:37 ، کیفیت : 48kb/s ، حجم : 8.93 mb)

 

تکنوازان 308

نوازندگان : حبیب اله بدیعی ، جلیل شهناز ، چهانگیر ملک

آواز : ابوعطا

 

دانلود (مدت : 13:59 ، کیفیت : 64kb/s ، حجم : 6.48 mb)

 

گلهای تازه 50

هنرمندان : عبدالوهاب شهیدی ، جلیل شهناز

حسن ناهید ، جهانگیر ملک

گوینده : فخری نیک زاد

اشعار : سعدی

بیات اصفهان

 

آمدی وه که چه مشتاق و پریشان بودم

تا برفتی ز برم صورت بی جان بودم

نه فراموشیم از ذکر تو خاموش بشد

که در اندیشه اوصاف تو حیران بودم

بی تو در دامن گلزار نخفتم یک شب

که نه در بادیه خار مغیلان بودم

به تولای تو در آتش محنت چو خلیل

گوییا در چمن لاله و ریحان بودم

تا مگر یک نفسم بوی تو آرد دم صبح

همه شب مرغ منتظر مرغ سحرخوان بودم

سعدی از جور فراقت همه روز این می گفت

عهد بشکستی و من بر سر پیمان بودم

 

دانلود (مدت : 26:00 ، کیفیت : 64kb/s ، حجم : 12.00 mb)

 

 

بگو ادیب زند نغمه شعر حافظ را

گرت هوای سماع فرشتگان به سر است

 

آواز ادیب خوانساری با تار عبدالحسین برازنده و  شعری از سعدی در بیات اصفهان ، این آواز برگرفته از مجموعه آثار ادیب است که چند پیش موسسه آوای و هنر و اندیشه در دو سی دی منتشر شد.

 

از تو با مصلحت خویش نمی پردازم

همچو پروانه که میسوزم و در پروازم

گر توانی که بجوی دلم امروز بجوی

ورنه بسیار بجویی و نیابی بازم

مثنوی :

عاشقان را درد هست و ناله نیست

با دل و دلدارشان دلاله نیست

هر که نزد خدا محبوب شد

هم به ظاهر هم به باطن خوب شد

 

دانلود (مدت : 06:01 ، کیفیت : 80kb/s ، حجم : 3.48 mb)

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم مرداد 1390ساعت 1:6  توسط صالحی  |